X
تبلیغات
وبلاگ شخصی احسان شجاع رباني

وبلاگ شخصی احسان شجاع رباني

درباره حقوق بشر ، اخلاق ، دين ، فرهنگ و ...

حمايت از زنان و كودكان در منازعات مسلحانه از منظر حقوق بشر دوستانه و فقه اماميه 2


حمايت از زنان و كودكان در فقه اماميه

 معمول فقهاى شيعه مباحث مربوط به مخاصمات مسلحانه را در باب «كتاب الجهاد» در كتب فقهى خود به آن پرداخته اند. قبل از ورود به بحث به چند نكته اشاره مى شود.

1 ـ بسيارى از موارد حمايتى زنان و کودكان در هنگام مخاصمات مسلحانه، شامل غير آن نيز مى شود كه فقها بطور خاص در كتاب الجهاد به آن نپرداخته اند. به عنوان مثال حمايت از زنان و كودكان در بهره كشى و تجاوز جنسى، حاملگى اجبارى، فحشاى اجبارى و هر نوع خشونت جنسى كه از جنايات ضد بشريت محسوب مى شوند به طور خاص در مباحث مربوط به جنگ و جهاد كتب فقهى نيامده است بلكه بطور مطلق و عموم اين گونه انجام حرام و از مسلّمات ممنوعه در فقه به شمار مى آيند. در فقه اماميه همانند ساير مذاهب  اسلامى ديگر هرگونه بهره كشى و رابطه جنسى با زنان و كودكان حرام بوده و مرتكب آن به مجازت شرعى (حدّ) محكوم مى شود. زناى به عنف (اجبار) و تجاوز جنسى به كودكان موجب مجازات شديدى مانند اعدام در فقه اماميه است. حال اين عمل چه در جنگ و چه در غير آن حرام بوده و مجازات براى آن ثابت است. بدين جهت بايد گفت زنان و كودكان در تمامى مواردى كه كنوانسيون و اسناد حقوق بشردوستانه آنها ر در اين گونه  مسائل مورد حمايت قرار داده است، دقيقاً در فقه اسلامى نيز مورد حمايت قرارگرفته اند. البته اگر فقهاى معاصر با تدوين مباحث فقهى مربوط به مخاصمات مسلحانه، اينگونه حمايت ها را به طور خاص مطرح نيايند بسيار سودمند خواهد بود و مشخص خواهد شد كه فقه اسلامى در اين زمينه ها كاملاً پيشتاز و حامى بوده است.

2 ـ جهت بررسى حمايت از زنان و كودكان در مخاصمات مسلحانه در فقه اماميه به آراى تنى چند از بزرگان فقهاى شيعه مى پردازيم و با مراجعه به كتب فقهى ايشان مى توانيم جايگاه بحث را در فقه اماميه روشن سازيم. از ميان فقهاى بزرگ شيعه به مرحوم علامه حلى، صاحب جامع المقاصد على بن حسين كركى، صاحب جواهر الكلام محمد حسن نجفى، و برخى از بزرگان معاصر از فقهاى شيعه مى پردازيم.

3 ـ قبل از نقل كلام فقها و فتاواى ايشان به پاره اى از روايات اشاره مى شود كه در كتب روايى فقهى به آنها پرداخته شده و مستند فتواى فقها قرار گرفته اند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1392ساعت 16:57  توسط احسان شجاع رباني  | 

حمايت از زنان و كودكان در منازعات مسلحانه از منظر حقوق بشر دوستانه و فقه اماميه 1

مقدمه                                                                                                                            شايد بتواند هدف و غايت حقوق بشردوستانه را حاكم نمودن اخلاق و اصول انسانيت، در منازعات مسلحانه دانست. بدون ترديد جنگ و منازعات مسلحانه موجب درد و رنج گسترده بسيارى از انسانها مى شود و در بسيارى از موارد ضرر و زيانهاى معنوى و مادى حاصل از آن قابل محاسبه واندازه گیری نيست. با اين همه اگر حقوق بشردوستانه بتواند اندكى از رنج انسانهاى درگير در جنگ را بکاهد تا حدودی رسالت خود رابه رغم نا بسامانی های فراوا نش انجام داده است .دعوت به صلح  و اصل پرهیز از جنگ  خونريزى در تعاليم تمامى پيامبران الهى و مربيان بشریت ديده مى شود، ولى در مواردى نيز كه جنگ مشروع دانسته شده است دستورات دينى براى كنترل و محدود نمودن آسيب هاى جانبى جنگ بسيار قابل تأمل و دقت است. فقه اسلامى در زمينه اصول و اهداف جارى در حقوق بشردوستانه معاصر بين المللى بسيار مترقى است و گوى سبقت را در وضع قوانين بشر دوستانه ربوده است . از اين روى مطالعه تطبيقى اصول حاكم بر قواعد بشر دوستانه و دستورات اسلامى خصوصاً فقه اماميه  ثمر بخش و راهگشاست.                                                                                                                    اصولاً حمايتى بودن معاهدات حقوق بشر و بشردوستانه نقطه عطفى است كه ماهيت آن را از ساير معاهدات جدا مى سازد. حمايت از حقوق انسانى پایه تمام قواعد حقوق بشر دوستانه است. ماهيت حمايتى ونه مبادلاتى معاهدات حقوق بشردوستانه وهمچينن حقوق بشری موجب شده است كه این  معاهدات تعليق پذير نباشند و وضيعتى متفاوت از بند 5 ماده 60 كنواسيون 1969 وین در خصوص حقوق معاهدات داشته باشند. حمايت از افراد در قبال تمام اقدامات بر علیه  تماميت اشخاص در منازعات مسلحانه مشخصه بارز معاهدات حقوق بشر دوستانه است. در اين بين حمايت از كودكان و زنان داراى اهميت ويژه اى است كه بخش قابل توجهى از اسناد حقوق بشر دوستانه را به خود اختصاص داده است. از طرفى در فقه اسلامى خصوصاً فقه اماميه، فقهاى بزرگى چون علامه حلی  شهيد اول، صاحب جواهر، و... مباحثى جدى و قابل توجه در زمينه حمايت از كودكان و زنان در جنگ مطرح نموّده اند و بر اساس روايات وارده از سوى شارع مقدس فتاواى قابل ملاحظه اى صادر نموده اند. اين مقاله سعى دارد ضمن اشاره اى مختصر به جايگاه حمايت از زنان و كودكان در حقوق بشردوستانه، مطالعه اى در فقه اماميه  و آثار برخى  از فقهاى بزرگ شيعه در اين موضوع را داشته باشد.

 حمايت از زنان و كودكان» يكى از مهم ترين اصول حمايتى حاكم بر حقوق بشردوستانه همانطور كه گذشت بارزترين مشخصه معاهدات حقوق بشردوستانه جنبه حمايتى بودن آنهاست . با بررسى و مطالعه منابع حقوق بشردوستانه كه عبارت است از اسناد حقوق بشردوستانه كنوانسيونهاى چهارگانه ژنو مصوب 1949 و كنوانسيونهاى لاهه و ساير اسناد مشابه مى توان اصول حمايتى حاكم بر حقوق بشردوستانه را تبيين نمود. اصول حاكم بر حقوق بشردوستانه به خوبى روشن مى كند كه اصول انسانيت و حمايت از انسان و انسانيت پايه نهايى تعهد در اين نظام است. اين اصول عبارت اند از: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1392ساعت 0:46  توسط احسان شجاع رباني  | 

مفهوم حقوقي تبعيض

تبعیض و نابرابری از مفاهیمی هستند که در عین سادگی آنگاه که وارد ادبیات حقوقی به خصوص حقوق بشر می شوند از پیچیدگی خاصی برخوردار می گردند. اصل عدم تبعیض ، مساله برابری را از زاویه سلبی می نگرد. این اصل در ادبیات حقوقی برای مقابله با نابرابری ناموجه به کار گرفته می شود و این بدین معناست که تبعیض در واژگان حقوق بشری به معنی نابرابری ناموجه و غیر عادلانه است.

برخی از صاحب نظران می گویند هدف اصلی از ایجاد مفهوم عدم تبعیض به لحاظ حقوقی ، اجتناب از ابهامات مفهوم برابری بوده است و ملاحظه اساسی به سود رویکرد سلبی ، دستیابی به میزان بیشتری از وضوح و قطعیت در رسیدن به برابری است .[1] با دقت در دو واژه « تبعیض »[2] و « تمایز »[3] که هردو نیز در اسناد به کار گرفته شده اند تا حدی می توان به معنی دقیق تر عدم تبعیض نزدیک شد.

کمیسیون فرعی جلوگیری از تبعیض و حمایت از اقلیت ها که به عنوان رکن فرعی کمیسیون حقوق بشر در سال 1947 تشکیل شد ، در نخستین اجلاس خود این گونه عنوان نمود که تفاوت آشکاری میان تبعیض و تمایز وجود دارد. تمایز و تفاوت می تواند به لحاظ تامین برابری واقعی قابل توجیه باشد[4] ، ولی تبعیض هرگز توجیه پذیر و قابل قبول نیست ؛ بنابراین تبعیض به معنی اختلاف و تفاوت ظالمانه ، نامطلوب و نامعقول است.[5] در جریان تدوین میاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و به دنبال رأی اکثریت غالب برای استفاده کلمه « تبعیض » به جای « تمایز »[6] این هدف دنبال شد که برخی تمایز ها ممکن است برای ارتقاء وضعیت بخش های عقب مانده و محروم جمعیت انسانی توجیه شود. در حالی که به نظر می آمد کلمه تبعیض به طور دقیق تر این شرط را می رساند که تمایز باید از نوع غیر موجه یا خودسرانه باشد. در خلال تدوین میثاق حقوق مدنی و سیاسی ، این نکته تأکید شد که همه تمایز ها ممنوع نخواهد بود. [7] دیوان اروپایی حقوق بشر در قضیه Belgian Linguistic  ،[8] این گونه نظر داد که ماده 14 کنوانسیون هر تفاوت در رفتار را در اعمال حقوق و آزادی های شناخته شده ممنوع نمی سازد.[9]

مک کین در تحقیق خود با موضوع برابری و تبعیض در حقوق بین الملل این گونه نتیجه گیری می کند که تبعیض در مفهوم « تمایز تحقیر آمیز غیر منصفانه ، غیر معقول ، غیر قابل توجیه یا خودسرانه » به کار می رود و به عمل یا کرداری اطلاق می شود که نافی برابری رفتار میان عده ای از افراد با برخی دیگر به علت تعلق آن ها به گروه های خاص در جامعه است.[10] کمیته حقوق بشر به اصل عدم تبعیض به نحو شایسته ای پرداخته است و در تفاسیر عمومی 18 ، 28 و 31 به آن پ[11]رداخته است.

کمیته در تفسیر عمومی شماره 18 درباره مفهوم تبعیض این گونه نظر داده است : « تبعیض باید متضمن هرگونه تمایز ، استثنا ، محدودیت یا ترجیحی دانسته شود که مبتنی بر هر علتی همچون نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دین ، دیدگاه سیاسی یا غیر سیاسی ، منشأ ملی یا اجتماعی ، وضعیت مالی ، تولد یا هر وضعیت دیگر باشد و هدف یا اثر آن از بین بردن یا لطمه زدن به شناسایی ، بهره مندی یا اعمال همه حقوق وآزادی ها توسط همه اشخاص بر پایه برابر باشد » .

برخی از کنوانسیون های بین المللی مانند کنوانسیون یونسکو علیه تبعیض در آموزش ، کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض نژادی و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان ، به ارائه تعریف ، نسبت به تبعیض پرداخته اند که شباهت های فراوانی میان آن ها می توان یافت. شباهت های این اسناد در تعریف مفهوم تبعیض ، برخی از صاحب نظران را بر آن داشته است تا این گونه نتیجه گیری کنند که یک « مفهوم مرکب » جهانی از تبعیض را می توان در اسناد گوناگون مشاهده نمود که واجد عناصر چهار گانه ذیل است : 1 – تفاوت در رفتار 2 – که مبتنی بر برخی علل ممنوعه است 3 – وهدف یا اثر معینی 4 – در حوزه های گزینش شده دارد. [12] برخی دیگر ، عدم تبعیض و برابری رابه چهار نوع تقسیم می کنند : 1 – برابری شکلی یا قضایی[13] که به معنی برخورد یکسان با همه افرادی است که در وضعیت های برابر قرار دارند. 2 – برابری واقعی [14] یعنی با افرادی که در شرایط متفاوت قرار دارند باید متفاوت برخورد کرد که خود به دو دیدگاه سوم و چهارم تقسیم می شود 3 – برابری در نتایج[15] به این مفهوم که نتایج رفتارهای متفاوت باید یکسان باشد. 4 – برابری در فرصت ها [16] به مفهوم این که قوانین باید فرصت برابری برای افراد با لحاظ تفاوت های آنان فراهم آورد ، تا هر یک از آنان با توجه به شرایط یکسان ، فعالیت های خود را شروع کنند ؛ خواه به نتیجه برابر دست یابند ویا به نتیجه نابرابر منتهی شود.[17]  مک کین در تحقیق دیگر خود با محوریت معنی و مفهوم حقوقی تبعیض ، با توجه به تحقیقات گزارش گران کمیسیون فرعی جلوگیری از تبعیض به جمع بندی زیر درباره تبعیض رسیده است :

-         تبعیض با رفتار متفاوت یا متمایز به یک معنی نیست بلکه تبعیض عبارت از نوعی تفاوت و تمایز بر علیه فردی است که به دلیل وابستگی به یک گروه معین اعمال می شود ، بدون آن که صالحیت های فردی و شخصی او ملاحطه شود.

-         در تبعیض به حسب طبقه اجتماعی که فرد در آن قرار دارد ، مورد تمایز ، محرومیت یا محدودیت قرار می گیرد و منافع وی در معرض آسیب است .

-         در صورتی که تمایز ، محرومیت یا محدودیت ، نسبت به شرایط مبنای معقول و توجیه پذیری داشته باشد ، این عمل تبعیض آمیز نخواهد بود .

-         گاهی از اوقات برخی از تفاوت ها ، تمایز ها و اختلاف ها که در ظاهر به شکل قانونی درآمده اند با توجه به مجموع شرایط به زیان سایر افراد و گروه ها منجر می شود .[18]

شاید بتوان منسجم ترین بحث در مقوله تبعیض به لحاظ حقوقی را در نظر مخالف قاضی تاناکا در قضایای آفریقای جنوبی یافت .[19]                       



[1]: Partsch K, Fundamental Principles of Human Rights :Self-Determination , Equality and Non-Discimination, in laund E. The International protection of human rights. 1957. P.69

[2] : Discrimination

[3] : Distinction

4 - مثالی از ضرورت رفتار متفاوت و متمایز عبارت است از تامین امکانات و تسهیلات ویژه دسترسی برای معلولان جسمی در اماکن مختلف. روشن است اگر با این افراد به طور برابر رفتار شود دلیلی برای ساختن معابر یا آسانسور های ویزه وجود ندارد.

5 - محمد حسین مظفری ، نابردباری مذهبی ، تهران ، مؤسسه فرهنگی اندیشه معاصر ، 1376 ، ص.5

6 – UN Doc .A/C.3/L.1028/Rev.2(1962)

7 – UN Doc . A/C .3/SR.1256.Paras.244-5(1963), A/C.3/SR.1259 .Para.249(1963)

8 – Case 'Relating to certain aspects of the laws on the use of langes in education in Belgium ' (Merits), Eur .Ct.HR.Series A,Vol, 6, judgment of 23 july 1968 (1979-80) 1 EHRR .252

9 – Ibid. p.248

10 – W.A.Mckean , Equality and Discrimination under International Law, Oxford :Clarendon Press,  1983,pp.10-11

11 – Human Rights Committee , General Comment No, 18(37) , UN Doc.A/45/40/p.174,para.7.45 ,UN GAOR , Supp,(No.40),1990

12 -  متیو سی .آر. کریون ، چشم اندازی به توسعه میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، ترجمه محمد حبیبی مجنده ، قم ، انتشارات دانشگاه مفید ، 1387 ، ص.217

13 – Formal or Juridical equality

14 – Substantive equality

15 – E qulity of result

16 – E quality of opportunity

17 – سعید رهایی، آزادي ديني در حقوق بين الملل،قم ، انتشارات دانشگاه مفيد

18 – W.A.Mckean , The Meaning of Discrimination in International and Municipal law, British Year Book of International law , 1970, p.

19 – South West Africa Cases (second phase) , Dissenting opinion of  judge Tanaka , ICJ Reports , 1966, p.p 284 - 316

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 10:20  توسط احسان شجاع رباني  | 

پوپوليسم و ضد پوپوليسم (Populism And Anti populism)

 

1 - به ياد دارم در دوران طلبگي ، روزي در كلاس درس صحبت از عوام فريبي و سوء استفاده از فرهنگ توده كم سواد و محروم شد ، كه استاد داستان جالبي را در همان فضاي آخوندي تعريف نمود : «  روزي روزگاري در ايام تبليغي كه معمولا روحانيون براي منبر رفتن ، به روستاها و مناطق دور و نزديك مي روند ، دو تا آخوند به طور همزمان وارد روستايي محروم مي شوند . از قضا يكي از آن ها با سواد و اهل علم و فضل ، و ديگري از آن آخوند هاي روضه خوان و كلاش و عوام فريب بوده است . در همان بدو ورود ، مردم ده ، هر دو را به مسجد مي خوانند و با كمال شرمندگي اعلام مي كنند كه ما فقط احتياج به يك روحاني داريم و  بايد يكي از آن ها روستا را ترك كند و به جايي ديگر برود. هر دو آخوند كه ديگر تمايل به ترك روستا و تن دادن به زحمت بازگشت را نداشتند ، به همديگر نگاهي مي كنند . ولي مطابق معمول آخوند چرب زبان و بي سواد و عوام فريب ، كه البته هنوز مردم با او آشنايي نداشتند ، سريع خود را وسط مي اندازد و مي گويد : مردم شما بايد خودتان كسي را انتخاب كنيد كه باسواد تر و فاضل تر باشد . روستاييان ساده دل هم به يكديگر نگاهي مي كنند و مي گويند : ما كه راهي براي انتخاب باسواد تر بلد نيستيم. طرف هم رندانه مي گويد : خب من راهش را به شما نشان مي دهم . بعد يك تكه ذغال ، مي دهد به دست آخوند با سواد و فاضل و مي گويد : روي اين ديوار بنويس  « مار » . آخوند با سواد و از همه جا بي خبر هم سريع ، ذغال را به دستش مي گيرد و روي ديوار مي نويسد « مار » . بعد همان آخوند كلاش عوام فريب ، سريع ذغال را از ديگري مي گيرد و روي ديوار عكس يك مار را به زيبايي نقاشي مي كند. بعد هم با يك قيافه حق به جانب ، به مردم بي سوادي كه خواندن و نوشتن بلد نبودند ، رو مي كند و مي گويد : حالا خودتان قضاوت كنيد. كدام يك از ما درست نوشت . آخر كدام يك از اين دو « مار » است؟!  همه با هم مي گويند تو درست نوشتي...» . بقيه داستان را هم به راحتي مي توان حدس زد.

 اين داستان خيالي آن زمان براي من ملموس و قابل تامل نبود ؛ ولي در سال هاي اخير ، نه تنها به عمق اين داستان پي برده ام ، بلكه اصلا براي من به يك دغدغه تبديل شده است . اساسا پوپوليسم چگونه و در چه بستري شكل مي گيرد و رشد مي يابد؟ و راه مقابله با آن چيست ؟ پوپوليسم در معناي عام را هم در عرصه سياست و اقتصاد مي توان سراغ گرفت ، هم در فرهنگ و هنر ، و هم در دين و مذهب . آن چه براي من از اهميت بيشتري بر خوردار است ، اين مساله است كه پوپوليسم ، از هر نوع آن ، اهانتي به كرامت انسان هاست . پوپوليست ها ، افراد بي اخلاقي هستند كه با سوء استفاده از وضعيت طبقات محروم از طرفي ، و شكاف توده مردم با قشر تحصيل كرده و نخبه و روشنفكر از طرف ديگر ، به كلاشي و سود جويي مي پردازند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 فروردین1391ساعت 14:24  توسط احسان شجاع رباني  | 

فقه المساجد

 ( اين نوشته براي مجله اعتصام تهيه و در شماره اسفند ۹۰ چاپ شده است .)

       از آن جا که مسجد در دین اسلام جایگاهی فراتر از یک مکان عبادت و پرستش صرف است و از جنبه های مختلف مورد توجه شارع مقدس می باشد ، در فقه اسلامی نیز احکام متعدد و مبسوطی را به خود اختصاص داده است . فقهای امامیه و اهل سنت در طول دوران تطور و بسط فقه اسلامی ، متناسب با ابواب مختلف فقهی درباره احکام مربوط به مسجد ، سعی بلیغی در منقح نمودن آراء و فتاوای خود مبذول داشته اند که به مجموعه این احکام استدلالی می توان عنوان « فقه المساجد » را اطلاق نمود.

به طور معمول فقها مباحث مربوط به مساجد را به صورت ضمنی و استطرادی در ابواب مختلف فقهی خصوصا پیرامون  «مکان المصلی» مطرح نموده اند و در موسوعه های فقه استدلالی و رساله های فقهی عملیه خود باب مستقلی را به فقه المساجد اختصاص نداده اند . فقه مربوط به مساجد را می توان در ابواب مختلفی هم چون کتاب الطهاره ، کتاب الحج ، کتاب الجهاد ، کتاب الاعتکاف ، کتاب الاجاره ، کتاب الوقف ، کتاب الحدود و ... جستجو نمود. ولی از آن جهت که مسجد ، مکانی با فضیلت و مقدس برای بر پایی نماز به عنوان مهم ترین عمل عبادی مسلمانان ، محسوب می شود ؛ و از آن جهت که نماز جماعت به طور معمول در مساجد برگذار می شود ، فقها بیشتر مباحث مربوط به مساجد را در« کتاب الصلوه »و در « باب صلوه الجماعه » طرح کرده اند.

البته بنا به شیوه معمول در میان فقها و محققین فقهی هر دو فرقه اسلامی که کتاب ها و رساله های مستقل فقهی با عنوانی خاص تآلیف نموده اند ، هم در میان قدما و هم در متآخرین ، کتب و رساله های مخصوص و جداگانه ای تحت عنوان احکام المساجد می توان یافت . نمونه ای از این آثار عبارت اند از :    « فضل المساجد » تآلیف شیخ صدوق آبی جعفر محمد بن علی متوفی سال 381 ه . ق ؛ « كتاب المساجد ‌» تآليف محمد بن مسعود العياشي ؛ « تحفه الساجد في احكام المساجد » تآليف محمد مهدي بن محمد الموسوي الكاظمي ؛ «اعلام الساده الماجد بفضل بناء المساجد » تآليف محمد بن خليل الحسيني الشافعي از شاگردان ابن حجر عسقلاني و...  . علامه آقا بزرگ طهراني در كتاب گران سنگ خود « الذريعه الي تصانيف الشيعه »  تعداد زيادي از محققين شيعي را ذكر مي كند كه در باره فقه مساجد تآليفات مستقلي ارائه نموده اند. (1) همچنين در كتاب « ايضاح المكنون » به آثار فقهي اهل سنت در اين باره اشاره شده است. (2)  از معاصرين نيز مي توان به كتاب « فقه المساجد و الحسينيات » اثر سيد محمد سعيد حكيم و « المساجد و احكامها في الشريعه الاسلاميه » در دو جلد ، اثر محمد جاسم الساعدي اشاره نمود كه كتاب اخير در فقه المساجد نمونه كامل و جامعي قلمداد مي شود .(3)

تعريف اصطلاحي مسجد در فقه

در كتب فقهي تعاريف مختلف و متفاوتي از مسجد ارائه شده است . مفتاح الكرامه و جواهر الكلام مسجد را اين گونه تعريف نموده اند « مراد از مسجد در شرع عبارت است از مكاني كه براي كافه مسلمانان و به منظور اقامه نماز وقف مي شود ». (4) در تعريف كامل تري از مسجد اين گونه عنوان گرديده است « مسجد مكاني است كه به عنوان مسجديت ،كه عنواني اعتباري و قابل جعل با لفظ يا غير آن است ، قوام مي يابد؛ كه اين عنوان از طرف شارع اختراع مي گردد و يا به امضاي او شكل مي گيرد ؛ و نحوه به وجود آمدن و ايجاد آن ، بنا بر قولي انشاء مسجديت براي زمين هاي ملكيت دار است و يا بنا كردن در زمين به قصد مسجديت ، و يا احياء زمين به آن قصد است . پس به اين اسباب آن مكان از ملكيت شخصيه يا اباحه اصليه خارج مي شود و تحت عنوان مسجد داخل مي گردد » . (5) ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند1390ساعت 10:1  توسط احسان شجاع رباني  | 

مجازات هاي ظالمانه

مقدمه

مجازات های ظالمانه، غیر انسانی و موهن از جمله موارد مهمی است که در نظام بین المللی حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است و ممنوعیت آن مورد تصریح واقع شده است. هم در اعلامیه جهانی حقوق بشر و هم در میثاق حقوقی مدنی و سیاسی به طور جداگانه و خاص ممنوعیت شکنجه و رفتارها و مجازات های غیر انسانی و ظالمانه مورد بررسی قرار گرفته و ممنوعیت آن تصریح شده است. یک نظام عادلانه کیفری همواره مورد توجه اندیشمندان نظام حقوق کیفری بوده است و از قرن های 17 و 18 مواردی بسیار می یابیم که وضعیت نابهنجار کیفری مورد توجه اندیشمندان و طرفدران حقوق انسانی قرار گرفته است. جلوگیری از پایمال شدن حقوق اولیه و انسانی متهمان و محکومان سیستم های قضایی کشورها و حمایت انسانی آنان در چند قرن اخیر خصوصاً به هنگام تدوین میثاق ها و اعلامیه های جهانی حقوق بشری مورد توجه قرار گرفته است. هرچند فرد متهم با فرض اتهامات سنگین می بایست مورد بازجویی و بازپرسی قرار گیرد، و حتی همه قرائن و شواهد نیز دال بر صحت اتهام وی می باشد و یا در مواردی اعترافات وی بسیار مهم و راهگشاست، اما این نکته نمی‏بایست از نظر دور بماند که او انسان است.

یک محکوم قطعی که به جرایمی دست زده و موجب شکستن نظم و قوانین جامعه گردیده یقیناً می بایست مورد مجازات قرار گیرد ولی باز این مسأله مهم نباید فراموش شود که علی رغم همه این جرایمی که می باید او به خاطر آن مجازات شود، وی یک انسان است و دارای کرامت ذاتی است که به هیچ وجه از او سلب شدنی نیست.

ممنوعیت شکنجه در اکثر موارد مهم اسناد بین المللی به همراه ممنوعیت مجازات های ظالمانه ذکر شده است اما باید گفت در مورد شکنجه ما با مشکل جدی مواجه نیستیم. بدین معنی که معنا و مفهوم شکنجه و مصادیق آن تا حدودی روشن است و هیچ سیستم کیفری را نمی توان یافت که شکنجه در آن به طور قانونی تجویز شده باشد.

ممنوعیت شکنجه در اصل 38 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح شده و مورد منع قرار گرفته است: «هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت، اقرار و سوگندی، فاقد ارزش و اعتبار است و متخلف از این اصل، طبق قانون، مجازات می شود».

ولی بایست اعتراف کرد که کار در مجازات های غیر انسانی و ظالمانه به غایت دشوار است، چه آنکه نه تعریف مشخص و معینی از مجازات های ظالمانه در اسناد بین المللی وجود دارد و نه اتفاق آراء و وحدت نظری وجود دارد، هرچند بعضی از مصادیق مجازات ها به طور مشخص به اتفاق آراء از مصادیق مجازات های ظالمانه قرار گرفته است.

از طرفی در فرهنگ ها و ادیان مختلف وضعیت مجازات متفاوت است و کشورهای اسلامی مثل ایران که پایبند به اجرای مقررات جزایی اسلام هستند در پاراه ای از مجازات های بدنی و حدود با مشکل مواجه خواهند شد. در این مقاله سعی خواهد شد تا حدودی معنی و مفهوم مجازات ظالمانه مورد توجه قرار گیرد و وضعیت آن در نظام حقوق بین الملل بشر و سیستم قضایی ایران مورد بحث واقع شود.


 

مجازات های ظالمانه در اسناد مهم بین المللی حقوق بشر

اعلامیه جهانی حقوق بشر که اولین سند رسمی بین المللی حقوق بشر محسوب می شود، به طور کاملاً صریح به ممنوعیت شکنجه و مجازات های ظالمانه پرداخته است.

ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر عنوان می کند: «هیچ کس را نباید مورد ظلم و شکنجه و رفتار کیفری غیر انسانی و یا تحقیر آمیز قرار داد». هرچند اعلامیه جهانی حقوق بشر بدان جهت که اعلامیه است یک سند غیر الزام آور محسوب می شود ولی باید دانست که مفاد این اعلامیه به اعتبارهای دیگر الزام آور است. بسیاری از مفاد این اعلامیه حاوی قواعد عرفی بین المللی است و پاره ای از آن جزو قواعد آمره بین المللی به حساب می‏رود. از این گذشته ممنوعیت شکنجه و مجازات های ظالمانه مورد تصریح میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی قرار گرفته است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 اسفند1390ساعت 8:40  توسط احسان شجاع رباني  | 

چرا « جدایی نادر از سیمین » را دوست دارم ؟!

 

( توضیح : متن زیر را به عنوان دل نوشته یک سینما دوست غیر حرفه ای ، و نه یک منتقد حرفه ای ، تلقی کنید )

به مناسبت یک سالگی فیلم جدایی نادر از سیمین

از  اولین رونمایی فیلم سینمایی « جدایی نادر از سیمین » که در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر اتفاق افتاد ، یک سال گذشت . فیلم اصغر فرهادی در طی یک سال گذشته در بسیاری از جشنواره های سینمایی دنیا خوش درخشید. من نیز مانند بسیاری از سینما دوستان ، از تماشای این فیلم بسیار لذت بردم و آن را دوست داشتم ؛ و برای این دوست داشتن نیز دلایلی دارم :

1 – جدایی نادر از سیمین فیلمی « خوش ساخت » است. خوش ساخت بودن فیلم برای من پر اهمیت است و برای کارگردانانی که فیلم های خوش ساخت می سازند احترام فراوانی قائلم. کارگردانان بزرگی که فیلم های مهمی را در پرونده خود ثبت کرده اند ، بسیارند ؛ ولی الزاما همه فیلم های مهم ، خوش ساخت نیستند. خیلی از شاخص ها باید دست به دست هم بدهند تا یک فیلم ، خوش ساخت از آب در بیاید. داستان جذاب ، صحنه پردازی خوب و چشم نواز ، بازی های یک دست و قابل باور و بسیاری دیگر ، در خوش ساخت بودن یک فیلم نقش دارند. هنر خلق یک فیلم خوش ساخت ، مثل فوت کاسه گری است که خیلی قابل تعریف و تعلیم نیست ؛ بلکه یک نوع استادی و مهارت است که تنها بعضی از آن بهره مندند. نمی توان برای خوش ساخت بودن تعریفی ارائه کرد و یک فرمول تهیه نمود. در هیچ فستیوال و جشنواره ای جایزه برای خوش ساخت بودن نمی دهند ، هرچند فیلم های خوش ساخت ، خوش شانس نیز هستند و بهره هایی از جوایز می برند ؛ و البته گاهی هم بی نصیب اند. همیشه از تماشای فیلم های اسپیلبرگ لذت می برم چون آن ها را خوش ساخت می دانم. فیلم های برادران کوئن که دیگر محشرند . لوک بسون فرانسوی استاد ساختن فیلم های خوش ساخت است و خوب توانست سینمای فرانسه را گرم و پر شور کند. کریستوفر نولان نیز با فیلم هایش لذت یک فیلم خوش ساخت را به تماشاگرش می چشاند. و البته کارگردانانی که استاد فیلم های خوش ساختند ، در هالیوود فراوانند . فیلم های خوش ساخت معمولا گیشه خوبی هم دارند و تماشاگران ، راضی و خشنود از در سینما خارج می شوند. جدایی نادر از سیمین را فیلم خوش ساختی می دانم که با دیدنش راضی و خشنود می شویم ؛ و البته یادمان هست که فیلم ، در ایران و با امکانات غیر قابل مقایسه با صنعت سترگ هالیوود ساخته شده است.

     فیلم های اصغر فرهادی « سهل ممتنع » است. آن قدر ساده و روان است و به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می کند که پیچیدگی و عمق آن ، خود را نشان نمی دهد. ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 بهمن1390ساعت 8:13  توسط احسان شجاع رباني  | 

انقلاب اسلامي ايران، بيداري ملت عرب و مسئله حق بر تعيين سرنوشت

 

 ( اين مقاله براي مجله اعتصام ، شماره بهمن ۹۰ تهيه گرديده است )    

خداوند سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نمی‌دهد، مگر آنكه آن‌ها خود را تغيير دهند. رعد :11.     

1 – خيزش كشورهاي عربي شمال آفريقا و منطقه خاورميانه عليه دولت‌های مستبد خود که از اواخر سال 2010 آغاز شد، آن‌چنان سريع و عميق شكل گرفت كه تحليل‌گران سياسي و اجتماعي دنيا را به حيرت واداشت و به نوعي تمامي ملت‌ها را به واكنش و عكس‌العمل كشانيد. اين جريان نه تنها باز نايستاد كه همچنان رو به جلو و زايش است؛ هرچند براي خود ماه عسلی تعريف نكرده است و هر آن، خود را در خطر می‌بیند.

اما می‌توان ادعا داشت بيداري اسلامي قدمتي بس طولاني دارد. روند رو به جلوي غرب كه از اواسط قرن هفدهم آغاز شد و در قرن هجدهم شتاب گرفت، با افول کشورهای اسلامي تناسبي معكوس پيدا نمود. استبداد داخلي و استعمار خارجي دست به دست همديگر دادند تا کشورهای اسلامي و امت اسلام را زمين‌گير كنند.

در طي دو قرن گذشته بسياري از دانشمندان اسلامي كه از وضعيت نابهنجار امت اسلام بر آشفته بودند، در پي آن بودند كه طرحي نو دراندازند و وضعیت مسلمانان را ساماني ببخشند.

سيد جمال‌الدين اسدآبادي، به درستي مهم‌ترین و مزمن‌ترين درد جامعه اسلامي را حاكمان مستبد و دولت‌های استعمارگر خارجي تشخيص داد. هم او و هم شاگردش محمد عبده، در پي بازسازي تمدن بزرگ اسلامي افتادند و با تأكيد بر وحدت امت اسلامي نسخه تمدن‌گرايي ـ اسلام‌گرايي را برای رفع مشکلات مسلمانان پیچیدند. در مقابل ايشان افرادي همانند طنطاوي مصري و خيرالدين تونسي عميقاً به فرهنگ و دستاوردهای غرب باور داشتند و بيشتر به دنبال ترويج و تبليغ تمدن عربي و به عبارتي تمدن‌گرايي ـ عرب‌گرايي بودند. بعدها رشيد رضا، شاگرد مبرز محمد عبده، بر خلاف استادش به شدت بر اسلام‌گرايي سنتي تأكيد کرد و بازگشت به سلف را تنها راه نجات جامعه اسلامي پيشنهاد كرد. اما آن‌كه در عمل توفيق بيشتري يافت و تأثير عمیق‌تری بر جريان بيداري اسلامي به جاي گذاشت، حسن البناء پايه‌گذار جنبش اخوان‌المسلمين در مصر بود. حسن البناء با تأثير از اندیشه‌های سيد قطب موفق شد جنبش اخوان‌المسلمين را در سال 1928 در مصر پايه‌گذاري كند. جرياني كه می‌توان از آن به اصول‌گرايي اسلامي تعبير کرد. ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1390ساعت 13:30  توسط احسان شجاع رباني  | 

سود انگاري قاعده محور Rule-Utilitaranism

چکیده:

دراین مقاله ابتدا به جایگاه بحث سودانگاری در فلسفه اخلاق و حقوق بشر پرداخته می‌شود. در نظام‌های فلسفی نظریه‌های اخلاقی متعددی وجود دارد که هر کدام در جهت‌گیری‌های حقوق می‌تواند تأثیر خاص خود را داشته باشد. از میان نظریات اخلاقی مطرح در فلسفه اخلاق «سودانگاری» یکی از نظریات قابل تأمل است که رقیبی سرسخت برای نظریات اخلاقی حق‌مدار است. سودانگاری قاعده‌محور یکی از شاخه‌های مکتب اخلاق سودانگاری است که نمی‌تواند در حقوق بشر به عنوان یک مبنای اخلاقی موجه تلقی شود، هر چند مقبول‌تر از سودانگاری کلاسیک است. در این مقاله ضمن معرفی اندیشمندان بزرگی چون جرمی بنتام و جان استوارت میل با نظریات آنان دربارة سودانگاری آشنا می‌شویم و سپس ضمن نقد مکتب سودانگاری و بیان اشکالات وارده به این مکتب تقسیمات سودانگاری به عمل‌محور و قاعده‌محور را بیان کرده و به تبیین سودانگاری قاعده‌محور به عنوان یکی از علاج‌های سودانگاری می‌پردازیم.

واژگان کلیدی: اخلاق، حقوق، فلسفه اخلاق، سودانگاری، سودانگاری قاعده محور،‌ حقوق بشر

 

جایگاه بحث سودانگاری قاعده‌محور در فلسفه اخلاق و حقوق بشر:

فلسفه اخلاق (moral philosophy) عبارت است از تلاش در جهت نیل به درکی نظام‌مند از ماهیت اخلاق و آنچه اخلاق از ما می‌طلبد. به قول سقراط «اینکه باید چگونه زیست و چرا». دانش اخلاق به بیان مختصر و مفید چیزی نیست مگر بررسی اخلاقیات. با این حال، رویکردهای متفاوت فراوانی به اخلاق وجود دارد، رویکردهایی که بازتاب فرض‌های متفاوت دربارة ماهیت اخلاق و بهترین طریقة فهم آن هستند. فلسفه اخلاق یکی از این رویکردهاست و از حیث دامنه و عمق سؤالاتی که مطرح می‌کند، و نیز به لحاظ طریقه‌اش در جواب دادن به این سؤالات، رویکردی است در نوع خود بی‌مانند. در واقع کم و بیش مسلم است که بدون پیش کشیدن انواع سؤالاتی که فلسفه اخلاق به آنها دامن می‌زند نمی‌توان به فهم تام و تمام اخلاق دست پیدا کرد. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 دی1390ساعت 11:8  توسط احسان شجاع رباني  | 

چرا يهوديان اين قدر قدرت مندند؟!!

متن زیر را چندی پیش در یکی از سایت ها یافتم و از آن خوشم آمد. واقعا تکان دهنده و تامل برانگیز است. فارغ از دقت های جزیی در برخی از آمار و افراد ، کلیت آن مهم و جدی است. حتی این برای من مهم نیست که چرا یهودیان قدرتمنداند و چرا مسلمانان نه !! آن چه برای من مهم و جذاب است ، نتیجه گیری کلی آن یعنی اهمیت و نقش آموزش و دانش و علم آموزی در پیشرفت انسان هاست.

خواهشمندم با دقت بخوانید :

(نوشته: دکتر فرخ سلیم نویسنده، یک روزنامه نگارمستقل اسلام آبادی است.)

در تمام دنیا تنها 14میلیون یهودی وجود دارد؛ هفت میلیون در آمریکا، پنج میلیون در آسیا، دو میلیون در اروپا و یکصد هزار نفر در آفریقا.

در برابر هر یهودی در دنیا ، یکصد نفر مسلمان وجود دارد. با این‌حال یهودیان بیشتر از یکصد برابر قدرتمندتر از تمام مسلمانان هستند.آیا هرگزمتعجب نشده اید که چرا؟

عیسای ناصری یهودی بود. آلبرت اینشتین، بانفوذترین و تأثیرگذارترین دانشمند تمام دوران و «مرد قرن» به انتخاب مجله تایم، یک یهودی بود. زیگموند فروید، پدر روانکاوی یک یهودی بود. به همین ترتیب کارل مارکس، پل ساموئلسون و میلتون فریدمن. این‌ها عده دیگری از یهودیانی هستند که حاصل خرد و روشنفکریشان، به تمام بشریت رسیده است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1390ساعت 11:12  توسط احسان شجاع رباني  |